مدیریت خوب و همبستگی بالای روستاییان در این روستا علاوه بر کالبد زیبا و دلنشین ،روح تعاون و همکاری را نیز در این روستا زنده نگه داشته است.
وقتی وارد روستا می شوی احساس شعف خاصی به تو دست می دهد.
آشغال نمی بینی!!!!!!
نابسامانی نمی بینی!!!!!
.
.
و این همان حس تعلق و عشق ورزیدن به مکان است به گونه ایی که اهالی که به شهر نیز آمده اند با غرور بسیار از روستای خود یاد می کنند.
این روستا با وجود فاصله زیاد از شهر آزادشهر به عنوان شهر مادر تقریبا از همه امکانات اساسی به طور مستقل برخوردار است .
معرفی روستا در چند خط کار سختی است اما با چند عکس تمام سعی خودم را کردم.....
مسیر روستا:
کوچه های روستا
تجهیزات روستا
خانه های روستا
امیدوارم به همه روستا ها بها داده شود تا همه از زندگی لذت ببرند.... چه شهری و چه روستایی!!!!!!!!!!
آنچه روانشناسی محیطی را از سایر شاخه های روان شناسی مجزا می سازد همانا بررسی ارتباط رفتارهای متکی بر روان انسان و محیط کالبدی است
. طراحان و روان شناسان دارای نگرش های متفاوت از یکدیگر در چگونگی پرداختن به حل مسائل محیطی هستند.از نظر روانشناسان ایراد این بود که معماران تاکید بیشتری بر مسائل زیبایی شناختی فضاهای طراحی شده داشتند تا پرداختن به مسائل کارکردی آنها. به عقیده روانشناسان ...پاریس : عروس شهرها نیویورک : شهر بدون خواب
توکیو : شهر نئون ها پکن : شهرمعماری چوبی
لندن : شهر فرهنگ ها لس آنجلس : شهر هنر
جاکارتا : جنگل آسمانخراش استانبول : شهر مناره ها
قاهره: شکوه اسلامی مکزیکو : نماد نوسازی
بمبئی : شهر پنبه و راج کاپور کراچی : شلوغی ترافیک
لاگوس : پایان آفریقا سائوپائولو : قطب اقتصاد
منظور از سنتي چيست؟
به عنوان مثال، قهوهخانه پاتوق خوبي براي انجام برخي از امور است. محال است چنين قهوهخانههايي در شهرهاي جديد بسازند.
- در شهرهاي جديد به جاي قهوهخانه، كافيشاپ درست ميكنند. بين قهوهخانه و كافيشاپ تفاوت زيادي هست.
- طبيعي است كه در كافيشاپ تجدد و به روز بودن را ببينيد منظور امروزي بودن نيست. كافيشاپ محلي است كه افراد مختلف در آن رفت و آمد ميكنند ولي در قهوهخانه، افراد خاص با فرهنگ خاص هستند كه بر آن محله نظارت دارند.
در قهوهخانه، نظارت اجتماعي ، شكل ميگيرد؛ ولي در كافيشاپ نظارت اجتماعي وجود ندارد.
كافي است مكاني شهره شود؛ آنگاه خود به خود تبديل به محلي براي نظارت اجتماعي ميشود. مهم اين است كه ما چگونه اين مكانها را سازمان بدهيم. ما درباره مكان ساخته شده صحبت ميكنيم. در حالي كه بايد از مكان ساخته نشده و شهر بدون ساكن صحبت كرد.
بايد دنبال جايي باشيم كه روح شهر يا شاكله شهر، ظاهر ميشود.
دراین پست و پست بعدی مطلبی با موضوع " هویت شهری " را ارائه می دهیم . امیدواریم مفید واقع شود .
تعریف هویت :
هویت در لغت يعنی : بیان یا نمایش ماهیت شی یا پدیده در ذهن آدمی.
به کارگیری تعابیری همچون من، خود، شخصیت، تعلق نشان می دهد که برای انسان اعم از فرد و اجتماع موضوعی به نام هویت مطرح می باشد که جملگی متعلقات و وابستگیها و فعالیتهای انسان به آن اطلاق می شود.
شاید بتوان گفت , هویت لایه های مختلفی از تاریخ زندگی اجتماعی انسان است پس :
*هویت دارای بعد زمان ، بعد مکانی است
*تعلق انسان به یک سرزمین را تعریف و محقق می کند .
*ماهیتی قومی داشته و با نژاد و رگ و ریشه انسانی هم سرو کار دارد. بنابراین ” تداوم زندگی جوامع انسانی در مقاطع مختلف تاریخی در یک مکان ، همان هویت انسانی است“
هویت, در ابتدا زمانیکه به این کلمه فکر می کردم معانی بسیاری به ذهنم می آمد, مطالب زیادی در موردش نوشته و حرف های بسیاری زده اند, اما وقتی که خوب دقت می کنم می بینم بر خلاف نگاه ساده اولیه به آن بسیار مهم و پیچیده است . مهم از آن جهت که نمود ظاهری هر شهرومجموعه ای از فرهنگ و آداب و رسوم و نوع زیست اهالی آن است, در واقع چکیده و خلاصه ای از یک شهر. ولی متاسفانه شهرهای امروز ما در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند هنگامیکه از شمال کشور به جنوب حرکت می کنیم جز در چند مورد خاص همه شهرها یک سیما و ظاهر یکدستی دارند و نمی توان شهرها را از روی سیمای کالبدی آن تشخیص داد و اینگونه است که درخت نخل سر از شمال درمی آورد ودر منطقه سرسبزی که حتی روی آسفالت آن علف سبز می شود کاج پلاستیکی جزئی از منظر شهری می شود !!
سلام به همه
یه مدتیه که ذهنم خیلی درگیره. با خودم فکر می کنم که اگه من هم برم تو محیط کار تموم اینا از یادم می ره؟ منظورم این درسهایی که الان تو دانشگاه یاد می گیرم. وقتی به دوروبرم نگاه می کنم میبینم که افرادی که خیلی قشنگ حرف می زنن وقتی که به عمل می رسن تقریبا همه حرفها از یادشون می ره . وقتی طرحهایی رو می بینه که خیلی مهم هستند و با قانون پ.پ ( پول و پارتی ) به دست چندتا می افته که هنوز تو کار خودشون هم موندن و تازه با چنان افتخاری نمایشگاه هم از کارشون دایر می کنن که آدم دهنش باز می مونه؟
البته من منظورم این نیست که نباید کار بشه بلکه حرف من اینه که سطح علمی طرح های شهری ما باید به حدی بالا باشه که با آینده نگری کامل انجام بشه و چند سال دیگه نگن ببخشید اشتباه شد دوباره.................................................
امروزه طرح های شهری در عمل هیچ فایده ای به جز تراکم و اینکه کمک کنه تا ماده 100 اجرا بشه کارکرد دیگه ایی نداره . در طرح های شهری ما به خود شهر و اینکه چه کار کنیم تا شهری بی نظیر داشته باشیم و مردم تو اون احساس آرامش کنن توجهی نمی شه . نوع طراحی شهر حتی می تونه جرائم رو هم در شهر کم کنه!!!!!!!!!!!!
به امید روزی که تمام تحصیل کرده های ما با مردم و برای مردم کار و زندگی کنند ، چراکه هر کسی در این جامعه تحصیل می کنه به مردم این جامعه مدیونه.
از خدا می خواهم به ما کمک کنه...................................................
دیروز یا امروز , سنتی یا مدرن و ... آسمانخراش های غول پیکر یا ساختمان هایی در مقیاس انسانی. ساختمانهای شیشه ای و نماهای آلومینیومی یکدست یا ساختمانهای با نماهای پیچیده و با ترکیب رنگ متنوع و...
همه اینها سوالاتی است که در ذهن بیشتر برنامه ریزان و طراحان شهری و معماران شکل می گیرد . به واقع کدام درست است؟؟ بحث هایی که همیشه در کلاسهایمان بین گروههای مدافع برنامه ریزی و هواداران طراحی شکل می گیرد . برنامه ربزان آینده می گویند : ما نمی توانیم پیشرفت علم را نادیده بگیریم و به جستجوی سنت های گذشته و استفاده از سبک معماری قدیم در طرح های امروز باشیم, نمی شود که همیشه در گذشته زندگی کرد, همراه با اختراعات و ابتکارات نوین ما هم نباید بیکار بنشینیم واین پیشرفت ها باید در شهرها وساختمانهایمان جلوه کند و و و
شاید ظاهراین حرف ها بسیار زیبا باشد, اما فکر نمی کنم مخالفت اصلی با پیشرفت علم ویا استفاده از روش های نوین باشد . نمی خواهم بگویم مردم قدیم داناتر و از نظر علمی در مرتبه ای بسیار بالاتر از برنامه ریزان و طراحان امروز ما بودند, نه . بلکه به نظر من چون آنها به علم پیشرفته و تکنولوژی نوین نرسیده بودند پس مجبور به استفاده از روش های موجود در طبیعت و منطبق با اصول موجود در محیط بودند و چون انسان و طبیعت هم بالذات با هم در ارتباط اند لذا ساخته های دست آنان برای مردم لذت بخش بوده و مطابق بانیاز فطری اش بود. اصول علمی که در طبیعت نهفته است خود دانشی است که جز با همراهی و سازگاری با آن نمی توان این کدها را استخراج کرد . به نظر من موفقیت بسیار شهرسازی و معماری گذشته, در کشف همین حقایق از دنیای طبیعی و محیط زیست اطراف است ( البته نه اینکه از مبانی علمی استفاده نشده باشد چون همه ما می دانیم گذشتگان ما پایه و اصول علم امروز را بنا نهاده اند ) اصل بزرگی که ما امروزه آن را فراموش کرده ایم وتنها به دنبال یافته های جدید و به اصطلاح مدرن و اجرای آن بر روی شهرهایمان هستیم ( شهرهای آزمایشگاهی که مردم و ساختمانهای آن ابزار آزمایشند) چه خوب بود اگر در مورد اصول شهرسازی سنتی قدری بیشتر تامل می کردیم وبا فهم روشهای گذشته آن رادر قالب نوین وامروزی به همشهریانمان ارائه می دادیم تا شاید اندکی از لذت و آرامش فضاهای شهری گذشته مان را به شهرهای امروز برگردانیم.
برنامه ریزی منطقه ای فرایندی است ، در جهت مشارکت مردم و مناطق در برنامه ریزی و فراهم آوردن موجبات برنامه ریزی از جهت انطباق با برنامه های کلان ملی و ویژگیهای منطقه ای .
بعضی از صاحب نظران برنامه ریزی منطقه ای را فرایندی در جهت تنظیم و هماهنگ کردن برنامه های مختلف اقتصادی – اجتماعی با نیازها و امکانات محلی تعریف می نمایند.
کلودیو پتیت از پیشتازان برنامه ریزی منطقه ای که سالها وزیر عمران کشور فرانسه بود ، برنامه ریزی منطقه ای را برنامه ریزی برای جامعه ذکر می نماید.
اکثر ما (حداقل هم رشته ای ها و همکاران خودم) وقتی در مقام صحبت هستیم از هزار و یک مشکل شهری صحبت می کنیم و اینکه چرا شهرهای ما اینگونه اند ؟ و چرا مردم از زندگی در آن لذت نمی برند ؟ و شاید بیشتر مواقع به این نتیجه هم برسیم که علت بیشتر این مشکلات این است که ما فراموش کرده ایم تمامی طرح ها و پروژه های شهری را برای چه هدفی تهیه می کنیم ؟ انسان را که علت اصلی ایجاد شهر و رشد آن است نادیده گرفته ایم و نه تنها نقشش را کم رنگ بلکه آن را از فیلمنامه شهریمان حذف کرده ایم. در آخر هم به خود می بالیم که بالاخره توانستیم سر نخ این گره کور را پیدا کنیم اما چه فایده ...
قبل از اینکه وارد این رشته بشم یک دید عمومی نسبت به شهرها داشتم اما الان هرچه که جلوتر میریم دید من هم عوض می شه . شما دوست دارین شهر شما چه شکلی باشه ؟ پردرخت و سبز ، تمیز و زیبا یا با شکل امروزی !!!!!!!!!!!!!!
می تونم این رو با اطمینان کامل بگم که هیچ کس شهرهای فعلی ما رو دوست نداره . وقتی توی شهر قدم می زنی اونقدر همه چی درهم و برهمه که آدم خودش هم قاطی می کنه که کجای کاره ؟...
تاریخچه معاصر طراحی شهری حاکی از آن است که تا این اواخر کمتر توجهی به استفاده از درخت در طراحی فضاهای شهری شده است . شواهد نشان می دهد که در مصر باستان در حدود ۲۸۰۰ تا ۲۱۰۰ قبل از میلاد مسیح از درخت در باغ های خصوصی استفاده می شد تا به این طریق محیط مطلوبتری برای طبقات مرفه و حاکم بوجود آورند ولی مدارکی دال بر استفاده از درخت در فضاهای عمومی شهر وجود ندارد . نمونه مصر در قرون وسطی و رنسانس نیز مصداق دارد . شهر قرون وسطایی با حصارهای دفاعی محصور می شود ولی از درخت در آن خبری نیست. فضای سبز و مناظر طبیعی همه در خارج از حصار شهر قرار داشت .لیکن این وضع در قرن هیجدهم بطور اساسی تغییر پیدا کرد .
طبق قولی که داده بودیم در این پست تعریف و معرفی کوتاهی داریم از برنامه ریزی :
برنامه ریزی کلا عبارت است از یک فعالیت علمی و منطقی ، در جهت رسیدن به هدف های مورد توجه جامعه.
اگر این مبنا مورد قبول واقع شود ، برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه شهرنشینان، از طریق ایجاد محیطی بهتر ،مساعدتر، سالمتر، آسانتر، مؤثرتر و دلپذیرتر.
از نظر تاریخی ، سابقه برنامه ریزی شهری به ادوار بسیار دور می رسد.ولی سابقه مدون و مطالعه و تجزیه و تحلیل علمی آن به دوران پس از انقلاب صنعتی و خاصه قرن حاضر و به نحوی اختصاصی تر به دهه های اخیر می رسد.برنامه ریزی شهری ، در رابطه با توسعه شهرها ، افزایش جمعیت آنها و تأثیر ماشینیسم بر حیات شهرها و ساکنین آنها ، هرروز از اهمیت بیشتری برخوردار می گردد.